گفتگو با آلن شرودر “عکاس و خبرنگار”

آلن شرودر(Alain Schroeder) عکاس و خبرنگار متولد سال ۱۹۵۵ در بلژیک است وی در سال ۱۹۸۹ سایت خبری (http://www.reporters.be) آژانس عکس خبرنگاران را در بلژیک تاسیس کرد وبیش از سی کتاب را به تصویر کشیده است.

وی برنده جوایز بین المللی بسیاری از جمله جایزه نیکون ژاپن برای مجموعه روهینگیا ، جایزه عکاس سال سفر TPOTY با مجموعه های زیستن برای مرگ و جایزهای بسیاری را از آن خود کرده است ، نمایشگاه های متعددی در سراسر جهان برگزار کرده است گفتگو کوتاهی با آلن شرودر عکاس و خبرنگار انجام دادیم که در ادامه با هم میخوانیم:

از اولین معرفتان در زمینه عکاسی بگویید ، چه چیزی شما را به دنیای عکاسی کشاند؟

وقتی ۱۸ ساله بودم زمان زیادی را در کتابخانه میگذراندم و کتاب های هنر و نقاشی می خواندم. کتابدار چند کتاب عکاسی به من داد که یکی از آنها مجله معروف عکس فرانسوی بود و اولین مجموعه عکس که خیلی دوست داشتم و به یاد می آورم توسط Kishin Shinoyama عکاس ژاپنی عکاسی شده بود.

این مجله بسیار جالب و جذاب بود زیرا تمام ژانرهای عکاسی مثل عکاسی مد ، عکاسی مستند ، عکاسی مسافرت ، عکاسی جنگ ، عکاسی خانوادگی در یک شماره به چاپ رسیده بود.

مجله مشهور دیگری به نام Zoom که در آن آثاری از عکاسان کلاسیک مانند هانری کارتیه برسون ، Koudelka به چاپ رسیده بود آشنا شدم همین باعث شد که در مدرسه بلافاصله از رشته هنرهای زیبا به رشته عکاسی تغییر رشته بدهم.

چرا آژانس عکس تاسیس کردید؟

بعد از ۱۲ سال کار عکاسی آزاد بخصوص عکاسی ورزشی به فکر کار گروهی افتادم که در سال ۱۹۸۹ با دو عکاس ، آژانس عکس خبرنگاران را تاسیس کردیم ، و در عرض چند سال از ۳ نفر به بیش از ۲۰ نفر رسیدیم .
من در طول ۳۰ سال گذشته همه نوع ژانر عکاسی انجام داده ام تاسیس این آژانس تجربه های بسیار بخوبی برای من داشت ، در سال ۲۰۰۰ با ورود اینترنت کار دشوارتر شد و رقابت سخت تر و متنوع تر شد ، نه تنها سایر آژانس ها بلکه تقریباً هرکسی می توانست عکسهایش را بفروشد .
قیمت ها افت کرده بود و این انقلاب بر مجلات و روزنامه ها تاثیر گذاشت مجله ها دیگر وظایف و ضمانتی را ارائه نمی دادند و ما مجبور شدیم سایر منابع درآمد مانند ارتباطات شرکتی و فیلم را جستجو کنیم. در سال ۲۰۱۲ ، سهام خود را فروختم تا به دنیا سفر کنم و پروژه های شخصی را با تمرکز بر موضوعات اجتماعی و مستند را انجام دهم.

سوژه های خود را چگونه انتخاب می کنید؟ آیا این یک پروسه طولانی است؟

وقتی سوژه ای پیدا میکنم در یک کاغذ درباره سوژه مدنظرم می نویسم و طرح میزنم و وقتی در یک کشور خاصی هستم سوژه ای برای بررسی یا تحقیق دارم که می تواند به یک مجموعه عکس تبدیل شود.

آیا سفرهای خود را تأمین مالی می کنید یا کار تان به خواسته خودتان انجام می شود؟

هر دو ، بعضی اوقات به سفارش مجله ها انجام می شود . مجموعه های کشتی و زندگی برای مرگ ، کارخانه آجر از ابتکارات خودم بودند ، من مجموعه عکسهای خودم را از طریق شبکه های اجتماعی خود و یا با کمک آژانس های عکس خود در پاریس و بروکسل به فروش میرسانم.

مردم کدام کشور بیشتر با شما در تماس بودند و شمارو بیشتر می دیدند؟

بدون شک افغانستان در دهه ۷۰ میلادی. من اولین بار در تابستان سال ۱۹۷۴ هنگام تحصیل در رشته عکاسی در انستیتوی هنرهای زیبا سنت لوک در لیژ بلژیک به آنجا رسیدم ، من می خواستم برخی از پروژه های فارغ التحصیلی خود را در آنجا انجام دهم. در آن زمان هیچ راهنمایی مانند Lonely Planet ، GSM ، اینترنت وجود نداشت و مسیر طولانی بود. از مرز ایران که عبور کردم ، اواخر ظهر وارد افغانستان شدم.
خیابان اصلی غبارآلود هرات (غرب افغانستان) توسط نور خورشید روشن شد. دیدن مردان عمامه دار ، گاری های اسب ، زنان محجبه ؛ از لحاظ بصری برای من جالب بود ،انگار وارد یک دنیای دیگر شده ای این سفر به گذشته بود انگار وارد قرون وسطی شده بودید .
من چندین بار به افغانستان بازگشتم ، آخرین بار در سال ۱۹۷۸ ، یک سال قبل از حمله روسیه در سال ۱۹۷۹ ، و پس از آن جنگ ، سی سال نتوانستم به افغانستان بروم، در سال ۲۰۱۵ ، از طریق تاجیکستان برای چند روز به افغانستان بازگشتم چیزی تغییر نکرده بود ، مردم همیشه بسیار استقبال می کنند. کشوری است که به مرور زمان منجمد شده است.

آیا عکس های شما سیاسی است؟

همه چیز سیاسی است. امیدوارم با مجموعه عکس های خود در افزایش آگاهی از موقعیت هایی که قبلاً شناخته شده اند (روهینگیا ، کارخانه های آجر سازی در بنگلادش یا هند …) کمک کنم زیرا صحبت در مورد این مسائل هرگز کافی نیست.

درباره مجموعه عکس کارخانه آجر در بنگلادش ، می توانید به ما بگویید چرا و چگونه تصمیم گرفتید این موضوع را پوشش دهید؟

در ابتدا به دنبال موضوعی در مورد کارگران نساجی بودم ، اما به دلیل شرایط منفی که در بنگلادش بود ، آنها اجازه عکاسی از داخل کارخانه ندادند ، من موفق شدم در روستاهای خارج از داکا شروع به عکاسی کنم ، جایی که در مغازه های کوچک می توانید کودکانی را ببینید که مشغول به بافت پارچه هستند ، از انجایی که گرفتن مجوز کار ساده ای نبود تصمیم گرفتم بر روی موضوع دیگر مانند کارخانه های آجر سازی و برنزه سازی کار کنم.

چگونه کار کردید؟

در بعضی از کشورها به راه حل نیاز ندارید و بدون مشکل به مقصدت میرسی اما در سایر کشورها وقتی مشکل زبان داشته باشی مثل (چین و کره) یا وقتی پروژه شما به سادگی توسط دولت رد می شود مانند (روهینگیا در میانمار) ، یا وقتی می دانید چه کاری می خواهید انجام دهید اما نمی دانید چگونه مجوز بگیرید مانند (داستان نساجی در بنگلادش) در این موقعیت شما به یک راهنما و کسی که بتواند مشکل شمارا حل کند نیاز دارید.

چه مدت در بنگلادش اقامت داشتید؟

۱۰ روز اقامت داشتم . من همچنین برای دیدن اردوگاههای روهینگیا در بنگلادش به بازار کاکس رفتم و این موضوع عکاسی را به مجموعه عکسهایم در میانمار اضافه کردم.

این پروژه چه سختی های داشت ؟

عکاسی از کارخانه آجر نسبتاً آسان بود. من فقط به یک کارخانه آجر رفتم و از آنها خواستم در این کارخانه عکاسی کنم. کارخانه اول به من اجازه داد نیم ساعت عکاسی کنم اما کارخانه دوم فرصت بیشتری داشتم و میتوانستم دوساعت بیشتر باشم ، وقتی با کارگران ارتباط خوب داشته باشی ، آنها به شما کمک می کنند کار خود را بخوبی انجام دهید. فکر میکردم کارم چند روز طول می کشد اما در عرض چند ساعت عکاسی ام را انجام دادم.

پروژه های آینده شما چیست؟

کره شمالی در سپتامبر ، کره جنوبی در اکتبر و اندونزی در نوامبر و دسامبر.

از چه تجهیزاتی استفاده می کنید؟

من فقط از یک دوربین استفاده می کنم. ۲ یا ۳ دوربین ندارم که به گردنم آویزان باشند.

در حال حاضر ، دوربین من فوجی XPRO2 است. من یک دوربین یدکی (هرگز استفاده نشده) در چمدانم دارم. و با ۳ لنز فوجی – ۱۸ میلی متر ۲ ، ۱۴ میلی متر ۲.۸ ، ۳۵ میلی متر ۱.۴ و تله ۵۵-۲۰۰ میلی متر ۳.۵-۴.۸. کار می کنم و یک فلش SB28 نیکون و یک ریموت کنترل کوچک (Pawn Wireless Flash Trigger، TF-362RX) دارم اما به ندرت از آن استفاده می کنم زیرا کیفیت XPRO2 به من اجازه می دهد دربدترین شرایط نوری عکس بگیرم.

آیا زمان زیادی را صرف ویرایش کارهای خود می کنید؟

اگر نیازی به ادیت داشته باشد با فتوشاپ انجام میدهم ، مجموعه های عکسی که احتیاج به ادیت دارن را در حدود ۲۰ الی ۳۰ عکس را انتخاب میکنم و با فتوشاپ ادیت میکنم و اینکار ممکنه هفته ها طول بکشد .

من عکاسی را در دهه ۷۰ به صورن آنالوگ یاد گرفتم و روزها و شب ها را در اتاق تاریک می گذراندم. هنگامی که فتوشاپ در دهه ۹۰ وارد بازار شد ، خوشحال شدم که می توانم همان کاری را انجام دهم که قبلاً در اتاق تاریک انجام می دادم بدون اینکه به محلول بد بو دست بزنم ، من از یک نرم افزار جداگانه ، Media Pro برای فهرست بندی تصاویرم و گاهی اوقات Light Room استفاده میکنم.

عکاس مورد علاقه شما چه کسی است ؟

من کودلکا را به خاطر شعرهایش در تصاویر ، الکس وب را برای استفاده شخصی اش از رنگ ، راغو رای عکاس هندی ، بوردین و استیو هیت را در مد دوست دارم .

من عکاسان را در زمینه های مختلف تا زمانی که شخصیت آنها در عکس هایشان حس کنید دوست دارم. درواقع من دوست دارم بجز سوژه ای که در عکس میبینیم ، عکاس را در پشت تصویر احساس کنیم.

هنگام شروع کار در این زمینه ، چه چیزهای را از دست دادید؟

من از سال ۱۹۷۱ تحصیل در رشته عکاسی را شروع کردم.یک معلم فنی و B&W بسیار خوبی داشتم (که در طول زندگی حرفه ای من به من کمک زیادی کرده است) اما متأسفانه هیچ کس در زمینه عکاسی خبری نیست که به من کمک فکر کند.
من وقتی به عنوان یک عکاس ورزشی حرفه ای شروع کردم ، تنها بودم و باید از تجربیات خودم استفاده میکردم، در تعطیلات تابستانی در سال ۱۹۷۴ برای پروژه نهایی مدرسه از بلژیک به اروپا ، ترکیه ، ایران و افغانستان عبور کردم.
در این کشور ها عکاسی مستند انجام دادم ، اما فراموش کردم که یک داستان در مورد افراد بیست ساله بنام هیپی ، که در حال سفر به جهان هستند ، بسازم. در آن زمان من ارزش ژورنالیستی آن داستان را درک نکردم زیرا هیچ سابقه عکس برداری به صورت روایتگری نداشتم ، بلکه فقط یک رویکرد زیبایی شناختی به عکاسی داشتم.

مورد دیگری که دوست دارید به اشتراک بگذارید؟

وقتی من دهه ۷۰ را شروع کردم ، هر ماه بی صبرانه منتظر شماره بعدی PHOTO یا ZOOM بودم تا عکس های با سبک های جدید ، عکاسان ، را ببینم و فرصت داشتم که سبک هر عکاسی را بفهمم.
ولی چیزی که اکنون می بینم عکس هایی متوسط یا خیلی ضعیف و عادی است که به کیفیت اهمیت نمی دهد و اصول یک عکس خوب را ندارند. مردم عادت دارند تصاویر خود را از طریق تلفن همراه خود ، ببینند بدون اینکه کلاسهای عکاسی بروند و فکر می کنند که عکس هایی که گرفتند به اندازه کافی خوب هستند.
در عین حال ، افراد بیشتری به صورت آکادمی آموزش دیده اند و عکاسان خبری خوبی هستند. و امیدوارم عکس هایی با کیفیت از لحاظ کادر و رنگ نور عکس در آینده ببینیم. متأسفانه بسیاری از مجلات بودجه ای برای پرداخت هزینه مناسب برای یک عکاس ماهر ندارند.

به کسی که مایل است در زمینه عکاسی خبری فعالیت کند چه توصیه ای می کنید؟

تا آنجا که ممکن است آثار عکاسان خوب و حرفه ای (در مجلات ، سایت های شخصی اینترنتی ، آژانس های عکس ، …) نگاه کنید ، عکس زیاد ببنید ، تمرین زیاد کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا