استنلی کوبریک ” عکاس و کارگردان “

استنلی کوبریک (عکاس و کارگردان) در سال ۱۹۲۸ در منهتن نیویورک به دنیا آمد. او اولین فرزند از خانوادهٔ چهار نفره ژاک کوبریک و همسرش گرترود بود.

خواهرش باربارا در سال ۱۹۳۴ به دنیا آمد.اجداد کوبریک از مهاجران یهودی ساکن اتریش بودند. پدر او، ژاک، پزشک بود و آن‌ها در موقع تولد استنلی در آپارتمانی در خیابان کلینتون ۲۱۶۰ در برانکس زندگی می‌کردند. پدرش در دوازده سالگی شطرنج را به او آموخت که در سراسر زندگی‌اش به عنوان یک علاقه ماندگار شد.

استنلی کوبریک عکاس و کارگردان ، در سیزده سالگی، پدرش به عنوان هدیه تولد یک دوربین گارفلکس به او هدیه داد که توجه استنلی جوان را به عکاسی سوق داد. در ن وجوانی به موسیقی جاز علاقه پیدا کرد و مدت کمی هم به عنوان یک نوازندهٔ درام مشغول بود.

عکاسی _ استنلی کوبریک ” عکاس و کارگردان “

در دوران دبیرستان، کوبریک با دوربین هدیه پدرش، به‌طور جدی به عکاسی پرداخت و به زودی به عنوان عکاس رسمی مدرسه شناخته شد. بعد از فارغ‌التحصیلی، عکس‌های خود را برای مجلهٔ نیویورکی لوک فرستاد.

استنلی کوبریک “عکاس و کارگردان ” نخستین عکسش را وقتی گرفت که ۱۷ سال داشت و با آن توانست در حالی که هنوز یک نوجوان محسوب می‌شد این شغل را در «لوک» به دست آورد و به سرعت در آن پیشرفت کند.

او بیشتر به موضوع‌های انسانی توجه داشت و با آن‌ها راوی ماجرا‌های مختلفی بود. نیویورک در آن زمان در اوج قدرتش در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود و از همین جا بود که کوبریک به عکاسی در زندگی شهر پرداخت و از پسر‌هایی با کفش‌های براق در کلوپ‌های شبانه تا جوانان در قطار‌های زیرزمینی عکاسی کرد. او تصویری از مونتگومری کلیف را در یک لحظه نادر گرفته است.

یکی از سوژه‌های او والتر کارتیه بوکسور بود که بعدا سوژه اولین فیلم کوبریک شد که مستندی ۱۶ دقیقه‌ای با عنوان «روز مبارزه» بود.

عکاسی _ استنلی کوبریک ” عکاس و کارگردان “

پس از مدتی به بازی حرفه‌ای شطرنج روی آورد و در همین حال فروش عکس به مجلهٔ لوک را نیز ادامه می‌داد، او در سال ۱۹۴۶ به عنوان یکی از خبرنگاران تمام وقت مجله شناخته شد.

در شش سال فعالیت کوبریک در مجلهٔ لوک او عکس‌های بسیاری از مناظر وقایع در آمریکا گرفت و از طریق قاب دوربینش، قصه‌هایی را تعریف کرد که زیبایی و عمق واقعیت چشم‌نواز و زیبایی داشتند. استنلی میگفت : “مجلۀ Look، برایش دانشگاه بوده و عکاسها همکلاسی‌هایش بوده‌اند و شهر کلاس درسش بوده است “

عکاسی _ استنلی کوبریک ” عکاس و کارگردان “

دونالد آلبرخت، از موزه شهر نیویورک، می‌گوید: کوبریک جوان سراغ ساکنین جالب نیویورک می‌رفت و با عکاسی‌اش داستانشان را نقل می‌کرد. از زندگی خیابانهای نیویورک گرفته تا شکوه کلوب‌های شبانۀ شهر. مسیر آیندۀ او را از همین عکسها می‌توان تشخیص داد: “نمی‌توانی به این عکسها نگاه کنی، بدون اینکه حدس بزنی که عکاسشان قرار است فیلمساز شود.”

او در این سال‌ها با «توبا متز» ازدواج کرد و به دهکدهٔ گرنویچ واقع در نیویورک نقل مکان کرد. او با دیدن فیلم‌های سینمایی در نیویورک، تحت تأثیر کارگردانی قرار گرفت.

استنلی کوبریک کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی بود. بیشتر فیلم‌هایش اقتباس ادبی هستند. فیلم‌های کوبریک معمولا جنجالی بودند و با ستایش منتقدان روبه رو می‌شدند. او به دقیق بودن به نمایش درآوردن همه جزییات دقیق در فیلم‌هایش معروف بود به همین دلیل در ۴۸ سال فعالیت کارگردانی‌اش تنها ۱۳ فیلم بلند ساخت.

کوبریک از معدود کارگردان‌های کمال‌گرا در تاریخ سینما به‌شمار می‌آید. استنلی کوبریک در هفتم مارس سال ۱۹۹۹ بر اثر حمله قلبی درگذشت.

کوبریک کمتر به عنوان عکاس شناخته شده است، در حوزه عکاسی نیز می‌توان درس‌های زیادی را از کوبریک بزرگ آموخت.

۱ _از کار دیگران بیاموزید

از دیدن فیلم‌های دیگران بسیار بیشتر از خواندن مطلب و مقاله در مورد زیبایی‌شناسی فیلم‌ها آموختم.

۲ _ تنها چیزی که نیاز دارید یک دوربین و قدرت خیال‌پردازی است

تمام چیزی که یک عکاس نیاز دارد یک دوربین، یک دستگاه ضبط فیلم و کمی خیال‌پردازی است. اعلب فکر می‌کنند که اینگونه همه‌چیز غیرممکن است اما با موضوع به شدت ساده‌ای روبه‌رو هستیم. قدرت تصور و یک دوربین در دست، شما را تا نیمه راه جلو می‌اندازد.

۳ _اجازه دهید رمز و ابهام به کارتان وارد شود

شالوده فرم دراماتیک این است که اجازه دهی یک ایده بدون آنکه مستقیما القا شود، به باور مخاطب برسد. وقتی چیزی را مستقیم می‌گویی، قدرت گیرایی خود را از دست می‌دهد اما زمانی که اجازه می‌دهی تا بقیه خودشان آن را کشف کنند داستان متفاوت می‌شود.

۴ _ شجاع باشید و فرصت‌ها را رد نکنید

یکبار در صحبتی که با استیون اسپیلبرگ داشتم، به من گفت فکر می‌کند که سخت‌ترین و چالش‌برانگیزترین قسمت ساخت یک فیلم، بلند شدن از تخت خواب و بیرون آمدن از اتومبیل باشد. همه ما چنین حسی را تجربه کرده‌ایم. باید شجاع بود و از فرصت‌ها استفاده کرد. شاید همان یکبار اتفاق بیفتند.

۵ _ بگذارید حس و غریزه‌تان راهنمای شما باشد

فکر نمی‌کنم نویسنده‌ها، نقاش‌ها یا فیلم‌سازان به این خاطر کار کنند که بخواهند چیز خاصی را بازگو کنند. آن‌ها چیزی که حس می‌کنند را می‌خواهند نشان دهند. از شکل‌های مختلف هنر خوش‌شان می‌آید، از کلمات، بوی رنگ، نگاتیو، تصاویر عکاسی‌شده یا از کار کردن با بازیگران لذت می‌برند. فکر نمی‌کنم که هیچ هنرمند واقعی‌ با یک نقطه نظر آموزشی پرورش پیدا کرده باشد و چنین نگاهی داشته باشد. حتی اگر فکر کند که دارد.

بیشتر بخوانید

فلیکس نادار ” نابغه عکاسی قرن نوزدهم “

دایان آربس «تاثیرگذارترین عکاس قرن بیستم»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا