زن ایرانی در قاب دوربین؛ از کلیشه زدایی تا بازنمایی واقعیت
نویسنده : فاطمه سیدی

تصویر زن ایرانی در رسانهها، سالهاست میان دو قطب کلیشه و واقعیت در نوسان است. از یکسو، بازنمایی زن بهعنوان موجودی منفعل، محدود به نقشهای سنتی، یا در تقلیلیافتهترین شکل، تنها بهعنوان ابژهای بصری در رسانهها و شبکههای اجتماعی دیده میشود. از سوی دیگر، گروهی از عکاسان متعهد در تلاشاند تا با شکستن این کلیشهها، چهره واقعی زن ایرانی را آنگونه که هست ــ پویا، کنشگر، اندیشمند، و چندوجهی ــ به تصویر بکشند.
کلیشهسازی رسانهای و زنان
رسانههای تصویری، بهویژه در عصر دیجیتال، قدرتی بیسابقه در شکلدهی به ذهنیت عمومی دارند. زن در بسیاری از این تصاویر یا به شکل «الههای غیرواقعی» تصویر میشود ــ با استانداردهای ساختگی زیبایی و زندگی لوکس ــ یا در نقش «قربانیای همیشگی» ظاهر میشود که محکوم به مظلومیت یا سکوت است. این دوگانه، جایی برای واقعیتهای پیچیده زندگی زنان ایرانی باقی نمیگذارد.
در این میان، شبکههای اجتماعی نیز با الگوریتمهای مبتنی بر جذابیتهای ظاهری، نقش مهمی در تکرار و تقویت این کلیشهها دارند؛ زنانی که بیشتر دیده میشوند، اغلب آنهایی هستند که با الگوهای سطحی بصری همخوانی دارند.
نقش عکاسان متعهد در بازتعریف تصویر زن
اما در برابر این موج کلیشهساز، عکاسان بسیاری در ایران بودهاند که تلاش کردهاند تصویری واقعی، انسانی، و فرهنگی از زن ایرانی ارائه دهند. آنان، زن را نه فقط در قاب زیبایی، بلکه در بطن زندگی، مبارزه، اندیشه، و نقشهای اجتماعیاش ثبت کردهاند.
در آثار این عکاسان، زنان در حال کار در مزارع، آموزش در مدارس روستایی، فعالیت در صنایع دستی، مشارکت در راهپیماییهای اجتماعی، حضور در ورزش و هنر، و حتی در لحظات شخصی و خانوادگی تصویر شدهاند؛ تصاویری که پیچیدگی، عمق، و تنوع واقعیت زن ایرانی را نشان میدهد.
زن در قاب مستند اجتماعی
عکاسی مستند اجتماعی در ایران، یکی از عرصههایی است که توانسته به شکلی شفاف و بدون دخالتهای بازاری، زن ایرانی را به تصویر بکشد. زنانی که در دل محرومیت، نقشهایی پررنگ در خانواده، اجتماع و فرهنگ دارند، با دوربینهایی ثبت شدهاند که دغدغه عدالت و روایت واقعیت را دارند.
برای نمونه، مجموعه عکسهایی که از زنان بلوچ، ترکمن، لر و کرد در حال فعالیت روزمره، نگهداری از کودکان، یا انجام آیینهای محلی منتشر شده، نشاندهندهی جایگاه پررنگ زن در حفظ و انتقال فرهنگ بومی است. این عکسها نهتنها تصویر زن را فراتر از نقش مصرفکننده و تماشاگر میبرند، بلکه او را بهعنوان نیروی فعال فرهنگی و اجتماعی معرفی میکنند.
بازنمایی زن در بحرانها و کنشهای اجتماعی
در سالهای اخیر، حضور زن ایرانی در صحنههای اعتراضی، فعالیتهای مدنی، امداد در بحرانها (نظیر زلزله یا سیل)، و مشارکت سیاسی نیز در قاب دوربینها ثبت شده است. این تصاویر، به بازسازی ذهنیت عمومی نسبت به زن ایرانی کمک کردهاند و نشان دادهاند که او صرفاً نمادی از خانواده یا لطافت نیست، بلکه میتواند کنشگری مستقل، اندیشمند و شجاع باشد.
بخشی از این روایتها توسط عکاسان زن خلق شدهاند. زنان عکاسی که با نگاهی از درون، تجربه زیسته خود و همجنسانشان را بازنمایی کردهاند. این نگاهِ نزدیک، اغلب درک عمیقتری از جزئیات عاطفی و روانی سوژهها به همراه دارد و به فهم واقعیت نزدیکتر است.
شکستن تابوهای تصویری
در فرهنگ تصویری ایران، بعضی از سوژهها تا مدتها تابو بودهاند؛ مثلاً ثبت زن در حال کار سخت، زن در کهنسالی، زن بدون آرایش یا زن در موقعیتهایی خارج از عرف زیباییشناسی رسانهای. اما عکاسان مستقل و متعهد، با عبور از این محدودیتها، قابهایی خلق کردهاند که با صداقت، تنوع واقعیت زن ایرانی را نشان میدهند.
در برخی نمایشگاههای عکاسی، برای نخستین بار تصاویر زنانی به نمایش درآمدهاند که بدون پز، بدون ژست، و بدون فیلترهای دیجیتال، خودِ واقعیشان را نشان میدهند. این تصاویر میتوانند تأثیر روانی عمیقی بر مخاطب داشته باشند؛ بهویژه زنانی که تاکنون خود را در هیچ تصویر عمومی بازنشناختهاند.
نقش آموزشگاهها و رسانهها در تربیت نگاه مسئول
آموزشگاههای عکاسی و رسانههایی چون پایگاه خبری عکاسان جوان میتوانند نقش مهمی در پرورش نسل جدیدی از عکاسان ایفا کنند که نگاهشان به زن، نه ابزاری بلکه انسانی و اجتماعی باشد. برگزاری نشستهایی با موضوع «بازنمایی زن در عکاسی»، دعوت از عکاسان زن برای نمایش آثارشان، تحلیل محتوای تصویری در رسانهها، و ایجاد گالریهای آنلاین ویژه سوژههای اجتماعی زنان، میتواند قدمی مؤثر در این مسیر باشد.
زن در قاب آینده؛ چه باید کرد؟
برای آنکه تصویر زن ایرانی در آینده نیز بازتابی از واقعیت باشد و نه بازتولید کلیشهها، چند مسیر ضروری به نظر میرسد:
- ترویج سواد بصری در بین عموم، بهویژه جوانان، تا تصاویر سطحی و قالبی را از تصاویر عمیق و هدفدار تشخیص دهند؛
- حمایت از عکاسان زن برای روایت تجربیات خود و دیگر زنان؛
- برگزاری جشنوارههای موضوعی با محوریت زن ایرانی در عرصههای مختلف زندگی؛
- مقابله با بازنمایی تحقیرآمیز یا تقلیلگرایانه زن در فضای مجازی و رسانهها؛
- و افزایش حضور عکاسان در مناطق محروم برای ثبت زنانی که دیده نمیشوند اما ستونهای زندگی در جوامع خود هستند.
عکس، قدرت دارد کلیشهها را در هم بشکند. اگر دوربین در دست فردی آگاه، متعهد و اخلاقمحور باشد، میتواند حقیقت زن ایرانی را آنگونه که هست ــ نه آنگونه که رسانهها میخواهند ــ به تصویر بکشد. زن ایرانی، تنها با تصویر خودش ــ تصویر واقعی، چندوجهی و محترم ــ میتواند در حافظه جمعی جایگاه شایستهاش را بیابد.



