معرفی پرچمداران عکاسی مدرن (بخش سوم)

ارتقـاء شـیوۀ گـفتگـو در عکاسـی از تصویرگـری و روایت گـری عکـس نقاشـی گونه بـه منزلـت هنـری بـه سـبب تـلاش گروهـی از عکاسـان هنرمنـد بـا مطـرح کـردن عکاسـی صریـح و مواجـه بدون واسـطه با سـوژه میسـر گردید. گامهای مؤثر توسـط آالفرد اسـتیگلیتز با تاسـیس گروه عکاسـی جدایــی طلب برداشـته شـده بود. این گروه با تفکر مسـتقل بودن رسـانۀ عکاسـی ازدیگـر هنرهـا مخصوصـا نقاشـی بـر بیـان خودکـفـای عکـس هنـری تاکید داشتند.

عکاسی بنا بـه ذات عکاسـانه اش همیشـه در قیـد و بنـد واقعیـت بـوده اسـت. عکاسـان بزرگـی چـون آلفـرداستیگلیتز، پل استراند، چالز شیلر، ادوارد وستون و… کوشیده اند از همین خصیصۀ ناب بازنمایانـه، بـرای پـرورش نـگاه هنـری عکاسـانه و خلـق تصاویـر اعجاب انگیـز اسـتفاده کننـد
ادوارد وسـتون یکـی دیگـر از عکاسـان پیشـرو آمریـکا در گـذار عکاسـی از دوران سـنت زدگی پیکـتوریالیسـم بـه دوران مـدرن اسـت ادوارد وستون در روز ۲۴مارس ۱۸۸۶در ایالت ایلینوی آمریکا دیده به جهان گشود. ادوارد در۱۶سالگی به واسطۀ دریافت هدیه جشن تولدش که یک دوربین کداک بود با عکاسی آشنا شد از همان آغاز او با اشتیاق زایدالوصفی در پارکهای شیکاگو و مزرعۀ کشاورزی عمه اش از دریچۀ دوربین به کنکاش در پیرامون خود و تجربۀ عکاسی می پرداخت.
در سـال ۱۹۰۶در سـن بیسـت سـالگی از خانوادۀ پدری جدا شـده و برای کار عکاسـی و راه اندازی اسـتودیو به کالیفرنیا رفت و سـه سـال بعد با «فلورا می چندلر» ازدواج کرد و تشـکیل خانواده داد. یک سال بعد از ازدواج در سال ۱۹۱۰استودیوی شخصی اش را راه اندازی کرد. ادوارد وستون بـا ارائـه عکسهـای خـاص و منحصـر بـه فـردش و همچنیـن بـا نوشـتن مقالات مربوط به عکاسـی درمجـلات هنـری بـه معرفـی خـودش بـه عنـوان یک عـکاس پرداخت.
در آن دوره، جـو حاکـم بـر عکاسـی متأثـر از دیدگاههـای پیکـتوریالیسـتی و تصویرگرانـه بـود.عکاسان پیرو سبک تصویرگرایــی با تکیه بر مهارتهای فنی و با دستکاری در نور و محوسازی عکس هایشان و دیگر ترفندهامی کوشیدند تا همانند تصویر نقاشی، تصاویر عامه پسند خلق کننـد. وسـتون نیـز در ابتـدا ماننـد عکاسـان هـم عصـر خـود عکس هایـش را بـا اندکـی محوسـازی واصـلاح قبـل از چـاپ ارائـه می نمـود.
حــدود ســالهای ۱۹۲۰ادوارد اسـتون بـه سـبب روح جسـتجوگر تجربـه گرایـش بـه کاوش در شـیوه های دیگـردیـدن و عکاسـی از سـوژه های جدیـد پرداخـت و تصاویـری بـا تمرکـز بـر جزئیـات قطعـات صنعتـی و تشـابه آاناتومـی بـدن انسـان بـا دیگـر اشـیاء و… پدیـد آورد.
در سـال ۱۹۹۲طـی سـفر بـه نیویـورک بـا عکاسـان و هنرمنـدان نیویورکـی آ شـنا شـد.وسـتون بعـد ملاقـات بـا آالفـرد اسـتگلیتز و تحـت تاثیرتوصیه هـای او و همچنیـن تجربه هـای شـخصی اش، دیدگاههـای تصویرگرایـــی را رهـا کـرد و بـه عکاسـی صریـح روی آورد. طرفـداران عکاسـی صریـح درتقابـل بـا تصویرگرایـــی و رد کـردن معیارهـای زیبایــی شناسـی نقاشـی و بـا تکیـه بـر توانایــی هـای خـاص عکاسـی ماننـد دقـت بـالا در وضـوح و ارائـه دقیـق جزئیـات در عکـس میخواسـتند کـه عکاسـی را همپایـۀ هنرهـای دیگـر مطـرح نماینـد.
ادوارد وستون بعد از تغییر تفکر و دیدگاهش نسبت به رسانۀ عکاسی که به دلیل هم نشینی وملاقات با هنرمندان نیویورکی و خصوصا شخص آلفرد استگلیتز به عکاسی صریح گرایش پیدا کـرده بـود و ایـن توصیـۀ وی کـه تـلاش کنـد تـا «نمایـش حداکـثـر ساده سـازی در اشـکال و در عیـن حـال نشـان دادن حداکـثـر جزئیـات را درتصویـر» داشـته باشـد، در مواجهـه بـا انسـانها و اشـیاء پیرامونـش بـا دنیایـــی بکـر و تـازه روبـه رو شـد. ایـن رویکـرد ذهنـی باعـث شـد کـه وی بـا شـوریدگی و انگیـزۀ درونـی دسـت از زندگـی خانوادگـی و اسـتودیوی شـخصی اش بکشـد و در سـال ۱۹۲۳بـا کشـتی بـه مکزیـک سـفر کنـد. در ایـن سـفر تینــا مودتــی کــه در آن زمــان دســتیار ادوارد وســتون بــود، پذیرفــت کــه بــرای تکمیــل دانــش عکاســی و ادارۀ اســتودیوی وســتون،او را همراهـی کنـد. «تینـا مودتـی بعدهـا بـه عنــوان یــک چهــرۀ انقلابــی و سیاســی درمکزیـک فعالیـت نمـود».کشـور مکزیـک بـرای ادوارد وسـتون جذبـۀ فوق العــاده ای داشــت و اقلیــم گــرم و زندگــی پرشــور وحــرارت مردمــش و فضــای زندگــی همــراه بــا روابــط ســادۀ افــراد و مراسـم آئینـی اقـوام مکزیکـی واکنش هـای درونـی مسـاعدی را در نحـوۀ جسـتجوی تصویــری او برجــای گذاشــت.
بــرای وســتون، عکاســی از زنــان و مــردان و شـیوۀ زندگی آنان که پر از احسـاس رضایت و خشـنودی بود، همچنین چشـم اندازهای تپه هـای شـنی و طبیعـت مکزیـک بـاهــوای گــرم و گزنــده اش بــه مثابــۀ تلاطــم وکشــش های روحــی اش بــود.

معرفی پرچمداران عکاسی مدرن (بخش سوم)

مکزیــک، محــل ارضــاء حــس کنجــکاوی و عطــش تجربه گرایــی بــرای بــه عینیــت در آوردن ایـن احساســات ســرکش بــود.

اوبــا راه انــدازی یــک اســتودیو در مکزیــک بــه عکاســی از هنرمنــدان، زنــان و مــردان مــورد احترامــش کــه اغلــب معاشــرت بــا آن ها به شــکل قابــل توجهــی باعــث مســرتش بــود پرداخـت. عکس هـای وسـتون از هنرمنـدان مکزیـک حکایـت از نـوع نـگاه قهرمانانـه و پرشــور وی بــه آن هاســت.
اقامت در مکزیک و معاشـرت با هنرمندان آن کشـور باعـث شـد کـه وسـتون بـه اصـل و جوهـرۀ شـیوۀ شـخصی خویـش در تصویـر وماهیت ناب عکاسـی اش دسـت پیدا کرده و برای ثبت جوهرۀ وجودی اشیاء تلاش کند.

معرفی پرچمداران عکاسی مدرن (بخش سوم)

وسـتون پـس از بازگشـت بـه آمریـکا در سـال ۱۹۲۷بـا تاسیس اسـتودیو در کالیفرنیـا، روزگاری همــراه بــا آرامــش را شــروع کــرد. وی معمولا به کسب در آمد از انجــام کارهــای سفارشــی کــه از طــرف شــرکتهای بــزرگ فیلمســازی بــه او پیشــنهاد می شــد وهمچنیـن دنبـال کـردن علایـق عکاسـانۀ خـودش مشـغول بـود. وسـتون در همیـن ایـام شـروع بـه عکاسـی از گیاهـان مختلـف دریایـ ــی،فلفل هـای سـبز،صدف هـا و… نمـود و از ایـن رهگـذر مجموعـه آثـار مانـدگاری در تاریـخ عکاسـی بـه یادگار گذاشــت.
وسـتون قصـد داشـت بـا بررسـی دقیـق و ریزبینـی در اشـیاء، بـه جوهـرۀ ذاتـی اشـکال و عناصـرطبیعی پـی ببرد و به وسیلۀ رسانۀ عکاسی آن را به نمایش بگذارد. به همین منظور عکسهای این سـال های او با نمای بسـیار درشـت و بسـته ترین درجه های دیافراگم و همچنین نورپردازی دقیـق و بـا حداکـثـر وضـوح و تمرکـز، بـا کادربنـدی و زاویـۀ دیـد عالـی گرفتـه شـده اسـت.

معرفی پرچمداران عکاسی مدرن (بخش سوم)

در سـال ۱۹۳۲ادوارد وسـتون بـه همـراه جمعـی از هنرمنـدان ماننـد آنسل آدامز؛ ایموجیـن کانینگهام، ویلارد ون دایک و گروهی از عکاسان نوگرا اهل کالیفرنیا اقدام به تشکیل گروهی به نــام F64نمودنـد. ایـن نـام برگرفتـه از شـماره بسـته ترین انـدازۀ روزنـۀ دیافراگـم در دوربین هـای قطع بزرگ بود. استفاده از این نماد به دلیل اعتقاد این گروه به حداکـثر وضوح در عکس بود.
اعضـای گـروه F64در مقابـل شـیوۀ عکاسـی تصویرگـرا کـه –همان گونـه کـه پیـش از ایـن هم گـفته شد در بیـن عکاسـان آن دوره معمـول بـود، ایسـتادند و بـه عکاسـی صریـح روی آوردنـد و اصـول زیبایــی شـناختی آنها عبارت بود از چاپ تمام کادر نگاتیو و وضوح بالا در جزییات، همچنین تاکید بر قابلیت مسـتقل عکاسـی از دیگر هنرها.
ادوارد وسـتون در سـال ۱۹۳۴بــا کریــس ویلســون آشــنا شــد و از او به عنــوان دســتیار و مــدل عکسهایــش اســتفاده میکــرد. در ســال ۱۹۳۷مؤسســه گوگنهایــم اولیــن بــورس خــود را بــرای عکاسی از طبیعت غرب آمریـکا وی با همراهی و کمک کریس ویلسون که جوانی و شـادابی او، وسـتون را بـه وجـد مـی آورد توانسـت پروژه هـای عظیـم عکاسـی از طبیعـت آمریکا وهمچنیـن عکاسـی بـرای کـتـاب شـعر «برگهـای علـف » Leaves ofGrassاثـروالـت ویتمـن رابه انجـام رسـاند.

معرفی پرچمداران عکاسی مدرن (بخش سوم)

در سـال ۱۹۳۸ادوارد وسـتون و کریـس ویلسـون بـا هـم ازدواج کردنـد. وسـتون در حـدود سـالهای ۱۹۴۰در منطقۀ کارمل به عکاسی پرداخت تا سال ۱۹۴۵که کریس از وی جدا شد. این جدایــی به همراه بیماری پارکینسـون سـتارۀ بخت او را به افول کشـانید.
ادوارد وسـتون در سـال ً ۱۹۴۸مجـددا بـه منطقـۀ پوینـت لوبـوس بازگشـت و آخریـن عکسهایـش را از طبیعـت آنجـا تهیـه کـرد. او کـه دیگـر در مـرز ۶۰سـالگی بـود و از بیمـاری پارکینسـون رنـج میبـرد،
مجموعـه ای از عکسهـای گزنـده و بـی روح گرفـت کـه طعـم تلـخ نیسـتی و مـرگ در سراسـر آن ها موج میزد عدم حضورکریس ویلسون جوان،شوروسرزندگی راازعکس های وستون برد وآنچه او بعد از جدایش به نمایش گذاشت طبیعتی سرد وتلخ امامجموعه ای فاخروقابل احترام بود، انقدرکه ماینور وایت آن را با آخرین قطعات موسیقی بتهون مقایسه میکند.
وستون، با جسارت در تحمیل عینیت اشیاء به مخاطب و تلفیق آن با استعاره عکاسانه توانست مجموعـه اشـعاری تصویـری امـا یکـه وبی بدیـل در تاریـخ هنر به جای گـذارد. آنچه از وستون شخصیتی تأثیرگذار بر هنرمندان هم عصرش ساخت، جسارت کنکاش در ساده ترین اشکال برای درک واقعیت عینی آن ها و نمایش بدون واهمه آن است.
در عکسهایــی که وستون از گیاهان گرفته است، آنها با پرکردن تمام قاب تصویر، بسیار درشت و خار ج از شکل طبیعی به نظر میرسند. این عملکرد نتیجۀ به کار گیری نظرات او در عکاسی صریح و نمایانـدن وجـوه وتوانایــی هـای بصـری نهفتـه دردل اشـیاءپیرامـون ماسـت. قـراردادن اشـیاءبـرروی پس زمینۀ تیره و نوع نورپردازی، به آنها حالتی زنده و پویا و اسطورهای داده است که انسان را به واکنـش عاطفی و احترام وامـی دارد.
وستون باواقعگرایـی محض و با استفاده از مهارت خود در نورپردازی، زاویۀ دید خاص و ترکیب بندی اسـتعلایـی می توانسـت بیـان دیگـری از سـوژۀ عکاسی شده را به ذهن متبادر کند. گرچه وجه صـوری عکـس نمایـش صریـح و بـدون واسـطه یک فلفل است، اما این واقعیت عینی خالص و زلال بسط پیدا میکند که خود سوژه و عکاس و مخاطب را دربرمیگیرد، تاعکـس بـدون هیـچ ارجاعـی بـه بیـرون یـک اثـرهنـری قائـم بـه ذات میگـردد. بیـان اسـتعاری وسـتون از فلفـل و اندام وارگـی عضلانـی آن که بـه مـدد نوردهـی اسـتادانه او پدیـد آمده است هر مخاطبی را به تحسین وامی دارد و می تواند مؤیدی تازه بر معنای معادل ها باشد که پیش از آن، اســتیگلیتز در مــورد ابرهــا را عملی ساخت.
وســتون در ســالهای آخــر عمــر چنانکــه گویـا از کنجـکاوی و تمرکـز بـر عناصـر طبیعـی اشــباع شــده باشــد، ترکیب بندی هایــش آن انسـجام و هدفمنـدی را نـدارد و بـر روی شـیء خاصــی متمرکــز نمیشــود، بلکــه آزاد و رها در منظـرۀ پیـش رو سـیر می کنـد. ایـن نقطـه ازدرک وســتون از طبیعــت روبــه اضمحــلال و مرگ، امتداد نقطۀ مقابل آن تصاویر سرشـاراز حــس زندگــی و پویایــــی اســت کــه وی درمکاشـفۀ عکاسـانه اش از عالم ماده پرده ازآن برانداخـت.

بیشتر بخوانید:
عکسهای برتر دنیای حیات وحش هفته‎
کلاسهای عکاسی باشگاه عکاسان جوان

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن