مصاحبه با منصوره معتمدی ،عکاس خبری

«منصوره معتمدی» عکاس جوان ایرانی که به تازگی با یک بوسنیایی«یاسکو مردان» ازدواج کرده روایتگر و تصویرگر روزهای زندگی‌اش بین مردم بوسنی است.

قبل از هر چیز درباره نحوه آشنایی‌ با همسر اروپایی‌تان صحبت کنید.
همسر من آقای «یاسکو مردان» بوسنیایی هستند و نحوه آشنایی ما به ۲۲بهمن سال گذشته برمی‌گردد. او به مناسبت جشن پیروزی انقلاب اسلامی با یک گروه عکاسی که از اسلووانی و بوسنی به ایران اعزام شده بودند، به کشور ما سفر کرده بود و ما با هم در خانه عکاسان ایران آشنا شدیم. یاسکو مسلمان بود و در همان برخورد اول جذب نوع پوشش و حجاب کامل من شد. جالب اینکه همین مسئله باب آشنایی ما را باز کرد و او از من درخواست ازدواج کرد. گروهی که با همسرم به ایران آمده بودند اکثرا مسیحی بودند و تنها تعدادی از آنها مسلمان بودند که همسر من هم یکی از مسلمان‌های جمع بود. البته من در ابتدا نمی‌دانستم که یاسکو مسلمان است اما آقایی که مهمان‌ها را معرفی می‌کرد به مسلمان بودن همسرم اشاره کرد و من متوجه شدم او مسلمان است و همین مسئله باعث شد تا ما بیشتر با هم صحبت کنیم.

با وجود اینکه همسرتان قبل از آشنایی با شما مسلمان بودند چه چیزی در نوع پوشش شما برایشان جالب بود؟
در بوسنی اکثر مردم مسلمان هستند اما در رعایت حجاب خیلی مقید نیستند. با توجه به این میزان آزادی که او پیش از این در کشورش دیده بود، چادر سر کردن من و اینکه من حجاب کامل یک زن مسلمان را انتخاب کرده بودم برایش جالب و البته مهم بود.

ازآشنایی تا ازدواجتان چقدر طول کشید؟
تقریبا زمان زیادی طول نکشید. جالب اینکه به شکل عجیبی از زمان نخستین برخورد به نوعی، ارتباط قلبی بینمان برقرار شد. در کل فکر نمی‌کنم این آشنایی ابتدایی حتی یک‌ماه هم بیشتر طول کشیده باشد و خیلی زود مقدمات آشنایی خانوادگی و ازدواج ما فراهم شد.

مراسم ازدواجتان به چه شکلی انجام شد؟
من همیشه دوست داشتم هر زمانی که ازدواج کردم مراسم عقدم در حرم امام‌رضا(ع) برگزار شود، به همین دلیل وقتی همسرم در جریان این علاقه من قرار گرفت برای مراسم عقد به ایران آمد و ما به مشهد رفتیم.

با توجه به خارجی بودن همسرتان شکل عقدتان در مشهد برای حاضرین جالب نبود؟
اتفاقا این مسئله برای روحانیونی که خطبه‌های عقد زوج‌ها را می‌خوانند خیلی جالب بود؛ چون اکثر کسانی که برای عقد می‌آمدند مشهدی بودند ولی اینکه یک نفر از خارج از کشور برای مراسم عقدش به مشهد آمده بود برای همه خیلی جالب بود.

و این خاطره سفر به مشهد و ازدواج در حرم مطهر امام‌رضا(ع) چقدر برای همسر شما به‌یاد ماندنی شد؟
همسر من برای نخستین بار به مشهد سفر می‌کرد. آنجا یکسری تشریفات را که معمولا برای خارجی‌ها انجام می‌شود پشت سر گذاشتیم. مصاحبه‌هایی شد و پس از آن با غذای حضرتی از ما پذیرایی شد. مجموعه اینها باعث شد تا همسرم به‌شدت تحت‌تأثیر سفرش به مشهد و زیارت امام‌رضا(ع) قرار بگیرد و همیشه در خاطراتش از این سفر به‌عنوان یکی از بهترین سفرهای عمرش یاد کند.

در بوسنی هم مراسمی برای ازدواجتان برگزار کردید؟
خیر. مراسم خاصی نداشتیم. فقط برایم مهم بود که عقدم در حرم امام‌رضا(ع) برگزار شود که با خواست خدا و تلاشی که در این زمینه کردم این اتفاق رقم خورد. با این حال مراسم دیگری نداشتیم و وقتی به بوسنی رفتیم در حد آشنایی با بستگان و اقوام، مهمانی کوچکی گرفته شد و من با اقوام همسرم آشنا شدم.

این روزها در ایران خیلی‌ها با تشریفات و هزینه‌های گزاف، مراسم عروسی خودشان را برگزار می‌کنند. این مراسم به‌طور معمول در بوسنی به چه شکلی برگزار می‌شود؟
اینجا تشریفات خاصی برای مراسم‌‌شان ندارند. اتفاقا من در یک مراسم ازدواج شرکت کردم که عروس و داماد به مسجد رفتند و آنجا عقد کردند و پس از آن با چند نفر از اقوام درجه یک به رستوران رفتند و شامی با هم خوردند و همین مراسم ازدواجشان بود. من نمی‌دانم در سایر مناطق بوسنی عروسی‌ها چطور برگزار می‌شود اما براساس شنیده‌هایم و مراسمی که در سارایوو مهمان بودم، عروسی‌ها برخلاف ایران تشریفات خاصی ندارد و خیلی ساده برگزار می‌شود. جالب اینکه کاروان‌های عروسی در روز به خیابان می‌روند و مراسم در ساعات اولیه شب به پایان می‌رسد اما واقعا آرایشگاه‌های گران‌قیمت و لباس عروس‌های مجلل، خاص ایران است و من تا به حال چنین تشریفاتی را در بوسنی ندیده‌ام. در کل، اینکه مسلمانان در یک کشور اروپایی به این شکل در مسجد عقد می‌کنند و مراسمشان را ساده برگزار می‌کنند برایم خیلی جالب است، با این حال مراسم ازدواج خودمان که در حرم مطهر امام‌رضا(ع) برگزار شد شیرین‌ترین مراسمی است که تا به حال دیده‌ام.

سبک زندگی و فرهنگ مردم بوسنی چه شباهت‌هایی با سبک زندگی مردم ایران دارد؟
نوع اهمیت دادن به خانواده و رفت‌وآمدهای خانوادگی شباهت زیادی به ایرانی‌ها دارد؛ هر چند این رفت‌وآمدها در تهران خیلی کمرنگ‌تر شده و شاید این فرهنگ در شهرستان‌ها بیشتر باشد. این فرهنگ خانواده‌دوستی مردم بوسنی من را خیلی یاد ایرانی‌ها می‌اندازد و احساس می‌کنم که از این بابت فرهنگ ۲ کشور شبیه به هم باشد. اهالی بوسنی به‌خصوص زن‌ها دورهمی‌های خاص دارند اما خیلی مقید به مهمانی به صرف ناهار و شام نیستند. آنها عصرها به صرف قهوه و شیرینی، زیاد دور هم جمع می‌شوند و صحبت می‌کنند.

جالب‌ترین چیزی که تا به حال در بوسنی نظرتان را جلب کرده چه چیزی است؟
یکی از جالب‌ترین مسائلی که واقعا نظر من را به‌خودش جلب کرده این است که در بوسنی زن‌ها خیلی کار می‌کنند. در تمام فروشگاه‌ها، بانک‌ها و ادارات، کارکنان زن هستند و حتی کسانی که در عوارضی جاده‌ها کار می‌کنند خانم‌ها هستند. در خیلی جاها شاید اصلا کارمند مرد نبینید و تعداد زن‌ها اصلا قابل مقایسه با مردها نیست. این نقش پررنگ زن‌ها در جامعه بوسنی برای من خیلی جالب است.

فضای مذهبی و عقیدتی در بوسنی به چه شکلی است؟
از نظر مذهبی اینجا بیشتر اهل سنت هستند و به باورهای مذهبی‌شان خیلی مقید و پایبند. یکی از نکات جالب در بوسنی این است که نمازهای جمعه در مساجد برگزار می‌شود و جمع کثیری از مردان یا به‌عبارتی می‌توان گفت تقریبا همه آنها به نمازجمعه می‌روند و در این جمع تعداد بی‌شماری از جوانان مثل یک فریضه واجب به نمازجمعه نگاه می‌کنند. نکته جالب دیگر در اهمیت به فرایض مذهبی این است که اینجا به‌شدت به نماز اول وقت اهمیت می‌دهند. اگر در زمان اذان در خیابان‌های بوسنی قدم‌بزنید قطعا با شمار زیادی از افراد رو‌به‌رو می‌شوید که وقت نماز به سوی مسجدها می‌روند و حتی خانم‌هایی که چندان به حجاب اهمیت نمی‌دهند نزدیک مسجد پوششان را درست می‌کنند یا روسری‌هایشان را از کیف‌هایشان درآورده و سر می‌کنند و برای اقامه نماز به مسجد می‌روند.

بیشتر بخوانید:
راه یافتگان به نمایشگاه جشنواره عکس «نمای ملی» مشخص شدند.

چگونه است که زنان بوسنی خیلی به حجاب عقیده‌ای ندارند اما تا این حد به نماز اهمیت می‌دهند؟
بین زنان بوسنی حجاب و پوشش کامل اسلامی چندان جا نیفتاده و در این کشور خانم‌های زیادی را با پوشش و حجاب کامل نمی‌بینیم اما همین افراد به‌شدت به نمازخواندن پایبند و در رعایت آداب و معاشرت‌هایی که مورد پسند دین اسلام است بسیار مقید هستند.

رفتار آنها با خانم‌های محجبه‌ای مثل شما چطور است؟
آنها با خانم‌های محجبه رفتار خیلی خوبی دارند و به‌شدت برای خانم‌های با پوشش اسلامی احترام قائل هستند. اما یک مرام و مسلک جالب بین محجبه‌های بوسنی رواج دارد و آن هم اینکه وقتی در خیابان یا اماکن مختلف با یکدیگر رو‌به‌رو می‌شوند بدون اینکه همدیگر را بشناسند با هم سلام و علیک و خوش و بش می‌کنند. حتی رفتار آنها با منی که خارجی هستم و شاید حجابم خیلی متفاوت با آنها باشد همیشه توأم با احترام بوده. در کل می‌خواهم بگویم بر عکس خیلی از کشورها که متأسفانه به افراد محجبه احترام زیادی گذاشته نمی‌شود برخورد مردم بوسنی، حتی بی‌حجاب‌ها، با خانم‌های محجبه بسیارعالی است.

بعد از ورود به بوسنی که یک کشور اروپایی و آزاد است هیچ وقت وسوسه نشدید چادرتان را کنار بگذارید و یا حداقل پوشش سبک‌تری نسبت به چادر را انتخاب کنید؟
من حجاب را با تمام وجود فهمیده و عمیقا فلسفه آن را درک کرده‌ام بنابراین دیگر برایم فرقی نمی‌کند که کجا زندگی می‌کنم و بقیه چه پوششی دارند. برای کسی که نسبت به انتخابش مطمئن است، هیچ فرقی نمی‌کند که در آمریکا، اروپا، ایران یا هر جای دیگری زندگی کند. حجاب برای من کاملا تعریف شده است. ارزش‌های حجاب برای من مشخص شده و در حال حاضر با پوشش چادرم که کامل‌ترین حجاب در دین اسلام است مأنوس شده‌ام. خیلی مواقع در شبکه‌های مجازی و گروه‌های مختلفی که عضو آن هستم مطالبی در مخالفت با حجاب می‌بینم و وقتی کمی در بحث‌‌هایشان دقیق می‌شوم متوجه می‌شوم که این افراد هیچ درکی از حجاب ندارند و به ارزش و فلسفه واقعی حجاب پی نبرده‌اند. آنها حجاب را زوری بالای سرشان می‌بینند و برای همین می‌خواهند به هر نحوی که شده با آن مبارزه کنند، به همین دلیل وظیفه خود مبنی بر حفظ حجاب را گردن نگاه بد مردان می‌اندازند درصورتی که در فلسفه حجاب به هیچ وجه چنین دیدگاهی درست نیست.

احتمالا باید در زندگی‌تان با چالشی در مورد حجاب روبه‌رو شده باشید که در نهایت به چنین درک عمیقی در مورد حجاب رسیده‌اید. خودتان وجود این چالش را قبول دارید؟
دقیقا همینطور است. من هم در این زمینه با چالشی رو‌به‌رو شدم و بعد با خودم عهد کردم که تا پایان عمرم حجاب چادرم را با هیچ‌چیز دیگری عوض نکنم. من از زمانی که به سن تکلیف رسیدم همیشه چادری بودم اما در ابتدای سنین جوانی که تازه وارد محیط کار شده بودم مدتی احساس کردم که چادر دست و پایم را می‌بندد و به همین دلیل چادرم را کنار گذاشتم. با این حال حجابم بدون چادر هم کامل بود و همیشه در پوششم از مانتوهای گشاد و بلند استفاده می‌کردم و روسری‌ام ذره‌ای عقب‌ نمی‌رفت. با این حال هر بار یک خانم چادری را می‌دیدم در قلبم احساس عذاب وجدان کرده و احساس می‌کردم با کنار گذاشتن چادرم کار اشتباهی انجام داده‌ام.

مهم‌ترین نکته‌ای که در قلبتان نسبت به فلسفه حجاب درک کرده‌اید چیست؟
در تمام تفسیرهای حجاب، ما در نهایت به یک نکته مهم می‌رسیم و آن محبوبیت و باارزش بودن زن در میان خلقت‌های خداوند است. خدا اگر به ما زن‌ها دستور حجاب داده برای حفظ‌ شأن و عفتمان است و این حجاب باعث می‌شود تا از گزند خیلی از آسیب‌ها دور بمانیم. خداوند به هیچ وجه با حجاب قصد محدود‌کردن زن‌ را نداشته و اگر در نهایت به این نتیجه برسیم که حجاب به هیچ وجه عامل محدودیت ما نیست آن وقت پذیرش آن برایمان بسیار ساده و حتی دوست‌داشتنی می‌شود. در خلقت انسان، خدا نگاه خاصی به زن داشته و قطعا توجه خداوند به جنس زن بسیار خاص‌تر و لطیف‌تر است. به همین دلیل در جوامعی که از نظر فرهنگی در سطح پایین‌تری قرار دارند گاهی به اشتباه زن را جنس ضعیف تلقی می‌کنند، درحالی‌که در نگاه اسلام، زن به هیچ وجه ضعیف نیست بلکه بسیار خاص، لطیف و حساس است. ما اگر به این نگاه خاص و ارزش والای خودمان پی ببریم آن وقت بدون هیچ زور و اجباری در پی محافظت از آن برمی‌آییم. من سال‌هاست که به این باور رسیده‌ام اما نکته اصلی این است که با گذشت زمان من بر باور و اعتقادم مصمم‌‌تر شده‌ام و سعی می‌کنم روزبه‌روز این باور را در خودم قوی‌تر کنم. من در بوسنی یا کشور خودمان با خانم‌هایی با پوشش نامناسب رو‌به‌رو می‌شوم و دلم برای آنها می‌سوزد و دوست دارم به زبانی این حس و باورم درباره حجاب را به آنها برسانم ولی در نهایت می‌بینم که انتقال این درک با یک صحبت کوتاه حاصل نمی‌شود؛ بنابراین در دلم حسرت می‌خورم و می‌گویم که ‌ای کاش این افراد قدر و ارزش خودشان را بدانند و آنقدر دارایی‌های باارزش خودشان را راحت در اختیار نگاه‌های دیگران نگذارند.

خیلی از مخالفان حجاب، اجبار حجاب در کشورهای اسلامی مثل ایران را عاملی برای حساسیت و تحریک بیشتر مردان برای فساد در خفا می‌دانند. نظر شما به‌عنوان بانوی محجبه‌ای که در خارج از ایران زندگی می‌کنید در این‌باره چیست؟
من بارها با این بحث رو‌به‌رو شده‌ام که چون در ایران حجاب اجباری بوده برخی از مردها حریص‌تر شده‌ا‌ند. من این مسئله را با همسرم درمیان گذاشتم و به او گفتم تو از اول در کشوری متولد شده و زندگی کرده‌ای که همه‌‌چیز آزاد بوده است و از او پرسیدم آیا برای تو فرق می‌کند زنی محجبه یا بی‌حجاب باشد؟! همسرم به من اینطور پاسخ داد که مردها به‌صورت طبیعی به جنس مخالف گرایش دارند و زنی که پوشش نامناسبی داشته باشد حتی باعث لغزش و تحریک سالم‌ترین مردها می‌شود و این هیچ ارتباطی به اجبار حجاب یا آزادی آن در کشورهای مختلف ندارد. تمایل مردان به جذب جنس مخالف یک غریزه طبیعی است که خداوند در وجود آنها قرار داده است و به همین دلیل ما زن‌ها باید در هر کجای دنیا فارغ از محدودیت‌های جغرافیایی و اجبارها به‌صورت خودجوش در زمینه حفظ آن تلاش کنیم.

بیشتر بخوانید:
برگزاری شصت و ششمین تور عکاسی باشگاه عکاسان جوان در باغ پرندگان تهران

تا به حال تلاش کرده‌اید کسی را به حجاب علاقه‌مند کنید؟
من بیشتر تلاش می‌کنم با عملم این کار را انجام دهم. گاهی از شکل و نوع بیان، برداشت‌های مختلفی می‌شود اما رفتارها تأثیرگذاری بیشتری دارند؛ مثلا همیشه سعی می‌کنم عکس‌ها و تصاویر زیبایی از حجاب در صفحه اینستاگرام‌ام بگذارم و به این شکل دیگران را به حجاب علاقه‌مند کنم. شخصا فکر می‌کنم استفاده از هنرهایی مثل عکاسی و نویسندگی تأثیر بیشتری داشته باشد تا اینکه مستقیما به کسی بگوییم این حجابی که شما دارید کامل نیست و شکل درست این است. اما خب، دوستانی داشته‌ام که تحت‌تأثیر حجاب چادر من قرار گرفته و چادری شده‌اند. زمانی که من در ایران بودم و شغلم عکاسی خبری بود خیلی از دوستانم می‌گفتند چطور ممکن است یک عکاس با چادر بتواند راحت عکاسی کند و وقتی می‌دیدند من بدون هیچ مشکلی با پوششم عکاسی می‌کنم آنها هم به چادر علاقه‌مند شده و چادری شدند.

در بوسنی هم سعی کرده‌اید با رفتارتان چنین کاری بکنید؟
من اغلب به‌دنبال این هستم تا سؤال را در ذهن مخاطبانم ایجاد کنم و آنها را به‌دنبال پاسخ این سؤال بفرستم؛ مثلا از بستگان همسرم، افراد زیادی دنبال‌کننده صفحه اینستاگرام‌ام هستند، به همین دلیل در مناسبت‌های مذهبی مثل ولادت‌ها یا شهادت‌ها عکس‌های مرتبط با این مناسبت‌ها را منتشر می‌کنم یا اینکه در مناسبتی مثل نیمه‌شعبان و ولادت امام‌زمان(عج) برای برخی از دوستان و آشنایان پیام تبریک می‌فرستم. این در حالی است که مردم بوسنی اغلب اهل سنت هستند و حتی ائمه معصومین را نمی‌شناسند. با این حال این پیام من در ذهن آنها سؤال ایجاد می‌کند و باعث می‌شود آنها در مورد امام زمان (عج) پرس و جو کنند چون او را ‌نمی‌شناسند. جالب اینکه همسرم به من می‌گفت فردی که تو این پیام را برایش می‌فرستی اصلا امام‌زمان(عج) را نمی‌شناسد اما من به او می‌گفتم: ایرادی ندارد بگذار برایش سؤال به‌وجود بیاید و در این‌باره از ما یا شیعه دیگری بپرسد که این کسی که تولدش را به من تبریک می‌گویند چه‌کسی است؟

تا به حال شده از بین خانم‌های اروپایی کسی از شما در مورد حجاب و پوششتان سؤال کند؟
من مدت زمان زیادی نیست که در بوسنی زندگی می‌کنم. شاید یک سال و حتی کمتر. البته نه اینکه به این مسئله علاقه نداشته باشم ، قصد این را دارم که اگر خدا بخواهد تلاش‌هایی در زمینه حجاب و به‌خصوص مذهب شیعه انجام دهم. اینجا اکثر مردم مسلمان هستند اما تعداد مسلمانان شیعه بین آنها کم است.ایران در زمان جنگ بوسنی کمک زیادی به این کشور کرد اما متأسفانه پس از جنگ که اوج نیاز این کشور به کمک‌های فرهنگی بود بوسنی را به حال خود رها کرد.

این کم‌کاری فرهنگی را بیشتر در چه زمینه‌ای می‌بینید؟
در حال حاضر وهابیت به‌شدت در بوسنی فعال است، به‌خصوص اینکه شمار زیادی از مبلغان وهابی از عربستان به بوسنی آمده‌اند و با تبلیغ وهابیت و کوبیدن مذهب شیعه در این زمینه فعالیت می‌کنند، به همین دلیل فکر می‌کنم اگر ایران پس از جنگ در این زمینه فعالیت بیشتری در بوسنی انجام می‌داد، وهابیت تا این‌حد در بوسنی رشد نمی‌کرد.

پس با وجود فعالیت وهابیت، شیعیان بوسنی باید درگیر محدودیت‌های زیادی باشند؟
بله. متأسفانه اینجا تعداد شیعیان بسیار کم است. همین باعث شده تا شیعیان با محدودیت‌هایی رو‌به‌رو باشند؛ مثلا در ایام محرم مراسم عزاداری در خفا و در تعداد محدودی از حسینیه‌ها برگزار می‌شود و فقط شیعیان به‌صورت مخفیانه می‌دانند که در فلان روز و فلان ساعت، در حسینیه به‌خصوصی مراسم برگزار می‌شود. شیعیان بوسنی به هیچ‌وجه اجازه نصب پرچم با نام ائمه‌اطهار را ندارند و حتی وقتی من عکس تعدادی از بچه‌های بوسنیایی در حسینیه را در اینستاگرام‌ام منتشر کردم، خانواده‌هایشان از من خواستند که فورا عکس‌ها را پاک کنم تا مبادا خطری از سوی وهابیون برایشان به‌وجود بیاید. در مقابل اما عربستان با ساخت مساجد و کتابخانه‌های بزرگ در بوسنی برای وهابیت تبلیغ می‌کند و به‌طور رایگان کتاب‌هایی برای تبلیغ وهابیت در اختیار مردم بوسنی می‌گذارد. بنابراین با تمام وجود از خدا می‌خواهم به من قدرتی بدهد تا بتوانم مذهب شیعه را از زیر فشار وهابیت در بوسنی نجات دهم.

یاسکو مردان: زن محجبه، جواهری گرانبها در قلب همسرش است
یاسکو مردان، همسر بوسنیایی منصوره معتمدی، دختر محجبه ایرانی، وقتی نخستین بار برای تهیه گزارش از مراسم ۲۲بهمن وارد ایران شد، باور نداشت که شاید با ورودش به ایران سرنوشت زندگی‌اش تا این حد تغییر کند. او در مقابل درخواست ازدواجش با منصوره معتمدی با یک درخواست عجیب و جالب رو‌به‌رو شد؛ اینکه باید حداقل ۵ نفر را جذب مذهب شیعه کند. یاسکو این درخواست را پذیرفت و حالا تلاش‌های زیادی در زمینه آشنایی هموطنانش با مذهب شیعه انجام داده است. او در مورد پوشش چادر همسر ایرانی‌اش می‌گوید: «در دوره‌ای که زنان در بسیاری از نقاط دنیا از پوشش کامل اسلامی فاصله گرفته‌اند و تقریبا به‌صورت نیمه عریان در مجامع حاضر می‌شوند، پوشش همسرم برایم بسیار باارزش و گرانبهاست.

زنی که پوشش حجاب را برای محافظت از خودش انتخاب می‌کند، نه‌تنها در نگاه مردان غریبه با احترام ویژه‌ای دیده می‌شود بلکه در نگاه همسرش هم حکم جواهر باارزشی را دارد که تنها متعلق به‌خود او است و سرمایه خاص زندگی‌اش محسوب می‌شود».

یاسکو مردان همچنین با اشاره به دین اسلام و مذهب شیعه توضیح می‌دهد:« فردی که شناختی از اسلام و به‌خصوص مذهب شیعه نداشته باشد، مانند کسی است که درعالم بیکران آفرینش گم شده و با بسیاری از راز و رمزهای خلقت فاصله دارد و زمانی که با مذهب شیعه آشنا می‌شود تازه درمی‌یابد که تاکنون در قصر بزرگی حضور داشته و تنها از یک اتاق آن استفاده کرده است».

مردان در پایان تأکید می‌کند: «تاکنون مطالعات زیادی در زمینه مذهب شیعه داشته‌ام و سعی می‌کنم در دوره‌ای که وهابیت در تلاش است چهره شیعه و حتی اسلام را مخدوش کند به هموطنانم مذهب ناب شیعه را معرفی کنم».

کلاسهای عکاسی باشگاه عکاسان جوان

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن