مجموعه عکس “کویت صحراى آتش”

عکاس برزیلی سباستیائو سالگادو که بطور قاچاقی خود را از عربستان سعودی و در پوشش نظامیان آمریکایی به کویت رسانده بود موفق به ثبت تصاویری تکان دهنده از شرایط سخت و غیر قابل باور عملیات اطفای حریق چاه‌های نفت کویت شد.

سالگادو در خاطرات خود و در توصیف صحنه‌های دلهره‌آوری که بزرگترین شرکت‌های مدعی اطفاء و مهار چاه‌های نفت جهان در کویت با آن مواجه شده بودند، نوشته است: چاه‌های نفت کویت همچنان در آتش و خارج از کنترل می‌سوختند و بزرگترین شرکت‌های مدعی اطفاء حریق و مهار چاه‌های نفت نیز در ابتدا فقط با درماندگی نظاره‌گر حجم وسیع آتش سوزی چاه‌های نفت کویت بودند.
در بعضی روزها برای دو سه روز متوالی غلظت و حجم بالای دود ناشی از سوختن نفت خام مانع از نفوذ نور خورشید به سطح زمین می‌گشت و فقط بعضی از روزها به ناگهان آسمان گشوده می‌شد و پرتوهای نور به سطح زمین می‌رسیدند. آنجا محیط خطرناکی برای کار بود. علاوه بر مین‌های بسیاری که سربازان عراقی در اطراف چاه‌های نفت کویت کار گذاشته بودند، بمب‌های خوشه‌ای منفجر نشده بسیاری بر روی زمین وجود داشت. چند روز قبل هم یک عکاس و یک خبرنگار در حالیکه در حال گذر از یک زمین آغشته به نفت بودند جان خود در اثر اشتعال ناگهانی زمین آغشته به نفت از دست داده بودند.
سالگادو که عکس هایش از عملیات اطفاء حریق و مهار چاه‌های نفت کویت موفق به کسب چندین جایزه معتبر جهانی شده است، در ادامه خاطرات خود افزوده است: همه چیز و همه کس سیاه شده بودند و بوی بسیار بدی همه جا را فرا گرفته بود. چاه‌های نفت کویت با چنان صدای مهیبی در حال سوختن بودند که گویی در کنار موتورهای یک بوئینگ ۷۴۷ ایستاده‌ای. هیچ کسی صدای دیگری را در این شرایط نمی‌شنید و همه با زبان ایما و اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند.
آنجا واقعا محیط بسیار خطرناکی برای کار بود و ممکن بود هر لحظه نفت سبک از شدت گرما مشتعل شود. کارگرانی که در کنار چاه‌های در حال فوران با ابزارآلات فلزی مشغول به کار بودند می‌دانستند که اگر یک فلز را به شدت به فلز دیگر بکوبند ممکن است جرقه‌ای ایجاد شده و به ناگهان آتش همه جا را فرا بگیرد. هر چند کارگران و متخصصان غربی برای کار کردن در چنین فضای خطرناکی حقوق بسیار بالایی دریافت می‌کردند ولی من چند بار کارگرانی را دیدم که از شدت فشار کار و استرس بالا و خطراتی که آنها را تهدید می‌کرد، ناگهان بر روی زمین می‌نشستند و شروع به گریه می‌کردند.
لنز تله دوربین سالگادو از شدت گرما در کیف حمل لنز او ذوب شده بود، او در ادامه خاطرات خود می‌نویسد: کار کردن در وسط چنین جهنمی واقعا غیر عادی بود. یکی از لنزهای من در اثر حرارت آب شده بود و برای من تنها دو لنز ۳۵ و ۶۰ میلی متری باقی مانده بود. همین مساله من را مجبور می‌کرد که برای اینکه بتوانم تصاویر خوبی از بزرگترین و خطرناک‌ترین عملیات اطفا و مهار چاه‌های نفت در جهان بگیرم همواره در نزدیکی کارگرانی که مشغول به کار بودند باقی بمانم. در نتیجه سراسر وجود من هم مملو از نفت شده بود و بشدت درگیر کار سخت، زیبایی عجیب محیط و شرایط خطرناکی شده بودم که در مقابل من در حال اتفاق افتادن بود.
برای همین همیشه دو لیتر بنزین و یک باکس دستمال کاغذی در کیف دوربینم داشتم تا با آن دستانم را که خیلی آلوده و نفتی می‌شدند را پاک کنم تا بتوانم همچنان به عکس گرفتن ادامه بدهم. برای همین منظور، کمی بنزین بر روی دستمال کاغذی می‌ریختم و با آن دستانم، لنز و بدنه دوربین را پاک می‌کردم تا همچنان بتوانم به عکاسی ادامه بدهم. در نهایت اینطور احساس می‌کردم که بخشی از تیم آتش نشانان شده‌ام چون برای روزهای بسیاری با آنها کار کرده بودم و به همه آنها نزدیک شده بودم. من همه سختی‌ها را تحمل کردم چون می‌دانستم شاهد تلاش و اتفاقاتی هستم که دیگر هیچوقت اتفاق نخواهد افتاد.

 

 

عکاسهای عکاسی باشگاه عکاسان جوان

نوشته های مشابه